MeLinks Rewind HomeBeatrice
شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, | 16:56


freshteh |
تقدیم به عشقم
شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, | 16:55


freshteh |
شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, | 16:54


freshteh |
شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, | 16:51

 

 

 

 

   

 


freshteh |
شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, | 16:50


freshteh |
نفسم
شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, | 16:38

تاکی در انتظار آغوش گرمت بمونم!!!!

 

 


freshteh |
شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, | 16:36

اگر روزی دلت لبریز غم بود

گذارت بر مزار کهنه ام بود

بگو این بی نصیب خفته بر خاک

 ی روزی عاشق دیوانه ام بود...


freshteh |
شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, | 16:25

دلم را هیچ کس باور نداشت...

هیچ کس کاری به دکار من نداشت...

بنویسید بعد مرگم روی سنگ...

اون که خوابیدست اینجا ...

بودنش را هیچ کس باور نداشت...

 


freshteh |
شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, | 15:56

حالمان بد نیست غم کم می خوریم کم که نه 

هر روز کم کم می خوریم ؟

آب میخواهم سرابم می دهد

عشق می ورزم عذابم می دهند

خود نمی دانم کجا رفتمبه خواب

ازچه بیدارم نکردی آفتاب 

خنجری بر قلب بیمارم زدند....

بی گناهی بودم و دارم زدند....


freshteh |
شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, | 12:13

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت

زیر باران غزلی خواند دلش تر شد و رفت

چه تفاوت که چه خورده است غم دل یاسم

آنقدر غرق جنون بود که پرپر شد و رفت

روز میلاد همان روز که عاشق شده بود

مرگ با لحظه میلاد برابر شدو رفت

او کسی بود که از غرق شدن میترسید

عاقبت روی تن ابر شناور شدو رفت

هر غروب از دل خورشیدگذر خواهد کرد

دختری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت


freshteh |
شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, | 12:6

سرسبز دل از شاخه بریدم تو چه کردی؟

افتادمو بر خاک رسیدم تو چه کردی؟

من شورو شر موج و توسرسختی ساحل

روزی که به سوی تو دویدم تو چه کردی؟

هر کس به تو از شوق فرستاد پیامی

من قاصد خود بودم و دیدم تو چه کردی

مغرور ولی دست به دامان رقیبان

رسوا شدم و تعنه شنیدم. تو چه کردی؟

"تنهایی و رسوایی"بی مهری و ازار ای عشق ببین من چه کشیدو تو چه کردی؟؟؟


freshteh |
شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, | 11:48

حال و هوایم مساعد است

این شایعات شیوه بعضی جرایدات

یک صبح تیتر می شوم....

{بگذریم}

یک عصر:خواننده اید....و تکرارزایدات...من زنده ام هنوز و غزلفکر می کنم باور نمی کنید  همین شعر شاهداست

 


freshteh |
شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, | 11:42

                  مرا رودو تو را دریا کشیدند

                            مرا پایین تورا بالا کشیدن

برای خواهش چشمان من بود                                   

                                               که اینگونه تورا زیبا گشیدند                                   


freshteh |
شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, | 10:15

شبی از پشت یک تنهای غمناک و بارانی

تورابا لهجه گلهای نیلوفر صداکردم 

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

پس از یک جستجوی نقره ایدر کوچه های آبی احساس

تو را از بین گلهایی که در تنهایم رویید با حسرت جدا کردم

و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی

و من تنها برای دیدن زیبای آن چشم تورا در دشتی از تنهای و حسرت رهاکردم

همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگین

حریم چشمهایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم

نمیدانم چرا رفتی!!نمیدانم شاید خطا کردم...

و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی

نمیدانی کجا تا کی برای چی ولی رفتی

و بعد رفتنت باران چه معصومانه میبارید

و بعد رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت 

و بعد رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

و گنجیشکی که هر روز از کنارپنجره با مهربانی دانه بر میداشت

تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد

وبعد رفتنت دریاچه بغض کرد

کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد

و بعد از این همه طوفانو وهم و پرسش و تردید

کسی از پشت قاب پنجره آرامو زیبا گفت:

تو هم در پاسخ این رفتن بگو در راه انتخابم خطا کردم

و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید

ومن در اوج پاییزی ترین حالت یک دل میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر

نمیدانم چرا شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم......


freshteh |
شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, | 10:5

 

چه زیباست

که توتنها نیازمن باشی

و چه عاشقانه است

که تو تنها آرزویم باشی

و چه رؤیایی است

این «لحظه های ناب عاشقی »

و من همه زیبایی عاشقانه و رؤیایی را فقط با تو حس می کنم


freshteh |
شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, | 9:47

قصه از آنجا شروع شد که خیلی عصبانی شد


گفت:اگه دوستم داری ثابت کن


گفتم چه جوری؟


تیغ رو برداشت و گفت : رگتو بزن


گفتم:{{مرگ}} و {{زندگی}} دست خداست


گفت: پس دوستم نداری


تیغو برداشتم و رگمو زدم

وقتی داشتم تو آغوش گرمش جون می دادم


آروم زیرلب گفت :


اگه دوستم داشتی تنهام نمی ذاشتی.....

 


freshteh |
شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, | 9:41

تـن تـو آهـنگی است



و تـن من کلمه ای است



که در آن می نـشیند



تا نـغمه ای در وجود آیـد



سروده ی که تـداوم را می تـپد



در نگاهت همه ی مهـربـانی هاست



قـاصدی که زنـدگی را خبر می دهد.





و در سکـوتـت همه صداها



فـریـادی که بـودن را



تـجربـه می کـند


freshteh |
پنج شنبه 15 اسفند 1392برچسب:, | 19:48

جواب سوالم تو باشی اگر

 

 ز دنیا ندارم سوالی دیگر

 

 که من پاسخی چون تو میخواستم

 

مبادا آرزویی از این بیشتر


freshteh |
بی انصاف
پنج شنبه 15 اسفند 1392برچسب:, | 18:42

در پیش چشم همه

برای من

دسـت نیافـــــــتنی بودی

حـرفی نیست اما....

لااقل بی انصاف !!

در پیش چـــــــشم من

برای همه



دم دستی نباش !!


freshteh |
پنج شنبه 15 اسفند 1392برچسب:, | 18:29

نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي ....

بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي ....

نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... ..

بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت ....

بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي .....

بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي ....

و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي


freshteh |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 1
بازدید ماه : 1
بازدید کل : 4416
تعداد مطالب : 92
تعداد نظرات : 9
تعداد آنلاین : 1


Alternative content